أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
342
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
نبوت جمشيد را ادّعا كردهاند از جهّال عجم مىباشند اگرچه اين مورخين قائل و معتقد آن شدهاند كه حضرت سليمان عبارت از جمشيد بوده است ؛ و ليكن بنا به اخبار ائمهء جمهور مورخين در ميانه حضرت سليمان و جمشيد دو هزار ( 2000 ) سال فاصله بود . مع ما فيه چون جمشيد در اواخر سلطنت خويش ارتكاب كفر و شرك نموده بود لهذا ابطال مدّعيات مورخين مرقومه محتاج توضيح و احتجاج نخواهد بود . ظهور آيين بتپرستى در ميان احفاد بنى اسماعيل احفاد بنى اسماعيل كه در كعبهء معظمه متوطن بودند زمانى كه اكثريت پيدا نموده و مقتضى شد كه به اطراف و نواحى بلاد منتشر شوند ، بعضى از آنها به مداين شام و برخى به نواحى يمن نقل و هجرت نمودند . و در اثناى هجرت از حرم شريف براى ترك هر يك سنگى برداشته و به هر جايى كه سكنا گرفتند آنان را در مواقع رفيعه گذاشته و آنها را تعظيم و تكريم مىنمودند . چون اين مهاجرين وفات كردند اولاد آنها گفتند : احجارى كه بايد آنها را مكرم و معظم شمرد لازم نيست از حريم حرم شريف برداشته شود بلكه بايد هرگونه سنگى را كه نظر رغبت انسان را به طرف خود جلب مىنمايد اعتبار و اعتقاد نمود . بناء عليه احجارى را كه مىپسنديدند تعظيم و تكريم فرموده و آيندگان بعد نيز شروع نمودند كه احجار مذكوره را طواف و زيارت نمايند . شيطان لعين چون ديد كه در آنها قابليت و استعداد قبول بتپرستى موجود است ايشان را گفت : از اينكه به احجار و سنگهاى بىزينت و ساده عبادت نماييد بهتر و اولى آن است كه اصنام مزيّن و مصوّر را پرستش و ستايش كنيد . ناچار اصنام خمسهء سالف الذّكر را تصوير نموده و به واسطهء عمرو بن لحى صناديد قبايل را به پرستش اوثان شوق و تحريص نموده و آنان نيز مقالات و گفتههاى شيطان را حسن تلقى و قبول نموده به عبادت اصنام شروع نموده ، از مطالعه و قرائت صحف جليلهء ابراهيم صرفنظر نموده و بتپرست شدند .